....باز منو خیال تو....باز تو بی خیال من....
خدایا! من
دلم قرصه! كسی
غیر از تو با من نیست خیالت
از زمین راحت، كه حتی روز روشن نیست كسی
اینجا نمیبینه، كه دنیا زیر چشماته یه
عمره یادمون رفته، زمین دار مكافاته فراموشم
شده گاهی، كه این پایین چه ها كردم كه
روزی باید از اینجا، بازم پیش تو برگردم خدایا
وقت برگشتن، یه كم با من مدارا كن شنیدم
گرمه آغوشت اگه
میشه منم جا كن... +همه ی پستای قشنگ اردیبهشتمون پرید....آخه چرا؟......چه جوری؟......هنوز تو هنگم.... (الی) روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند پشتش را بکند به دنیا پاهایش را بغل کند و بلند بلند به او بگوید: اه... من دیگر بازی نمیکنم!! چقدر جر میزنی.... + گاه فریاد هایی از تنهایی سر به فلک میکشد ...اما نمیلرزانند دل كسانى را كه باید بلرزانند
... ان وقت است كه میفهمیم محبت در حق بعضی اسرافی بیش نیست... +دیگه خیلی کمتر میام...
(الی) من نه چنانم که تویی ... تو نه چنانی که منم !
در ذهن آدم ها که تداعی می شوم , انگار یادشان رفته که زنده بودن من هم مهم است ! آدم که باشی تازه میفهمی زندگی کردن روی زمین چقدر سخت است !!!! خوب که باشی عذابت میدهند ... نه که عذاب بدهند .. نه ! عذااااااابت میدهند !... بد که باشی ... مثل خودت می شوند ! بی طرف هم که نمی توانی باشی ... در زمین آدم ها یا خوب مطلق هستند ... یا بد مطلق! حد وسطی وجود ندارد ! نمیتوانی هم خوب باشی ... هم بد ... نمیتوانی هیچ کدام نباشی ! بگذار روشنت کنم : در زمین نمیتوانی خودت باشی ! چون عذااااااااااااااابت می دهند!!! +آدم است دیگر...یک روز حوصله ی هیچ چیز را ندارد...دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور... (الی) گاهے
دلمـ از ـهر چه آدمـ است مے گیرد...! ++ +دقت کردین؟!هرجا که دل میگه آره...تجربه میگه:خفه (الی) چه خوبه من دخترم؛ چون می
تونم هر وقت که دلم خواست گریه کنم و هیچ کس هم به خودش حق نمی ده که
بهم بگه مرد که گریه نمی کنه! هر وقت که دلم بگیره می تونم
گریه کنم، یا نه هر وقت دستم بی هوا بخوره به یه جا حتی اگه زیاد دردم نگیره!
یا هر وقت مامان و بابا بهم اخم کنند یا هر وقت یه پروانة مرده رو می بینم یا هر وقت
هوا ابریه و نمی تونم تو آسمون خوشة پروین رو پیدا کنم! آره هر وقت که دلم
بخواد می تونم گریه کنم و با گریه کردن به خودم نزدیک تر بشم! چون یه دخترم، حتی اگه دورة
نوجوانی رو طی کنم و بشم یه جوون سنگین و رنگین بازم می تونم
مامانم رو محکم توی بغلم بگیرم و هی بوس کنم. می تونم دستام رو دور گردن بابام
حلقه کنم، بوسش کنم یا حتی روی شونه هاش زار زار گریه کنم. چون یه دخترم، کسی از من
توقع نداره صبح زود از خواب نازم بزنم و برم نونوایی. می تونم روزی چند بار برم
جلو ایینه و موهامو شونه کنم و چقدر خوب که دیدن این صحنه ها برای هیچ کس
عجیب و مسخره و بچه بازی به نظر نمی رسه! من سراسر احساسم. به خاطر
همین می تونم احساسات همه رو درک کنم . می تونم رد شدن خون رو از
زیر پوست هر کسی که دوستش دارم حس کنم. می تونم رد شدن آب رو
از توی ساقة گل حس کنم. چقدر گریه کردن قشنگه، چقدر
مامان رو محکم تو آغوش گرفتن لذت بخشه چقدر مادر شدن حیرت
انگیزه. آخیش، چه خوب شد من یه
دخترم!
آری من یک دخترم,با احساسی
دخترانه.....سختم نکنید!!! من یک دخترم,مهر
اندودم....سنگم نکنید!!! من یک دخترم,ساده
ام....پیچیده ام نکنید!!! من یک دخترم,عشق و اندیشه
در جانم است....مسخره ام نکنید!!! (الی) تازه حکمت بازیهای کودکی را می فهمم.... زووووووووووووووووو تمرینی برای این روزهای نفسگیر بود.... p.n:من برگشتم....3 روز زودتر از اون چیزی که باید.... p.n:خیلی خوشحالم.... p.n:دلم واستون یه ذره شده بود... p.n:مرسی که توی این مدت بهمون سر میزدید... p.n:عااااااااااااااااااااااااااااشقتونم.... (الی) تو که فریاد
می زنی تنهایم ... صبر کن
... صبر کن
بگذار من هم بگویم :
که تنهایی
درد نیست یک آغوش است. که وقتی در
آنی از هر دورویی و دروغی در مصونیت هستی ... که در
امنیت کاملی ... فقط بی قراری... فکر میکنی آن
سوی آن آغوش تنهایی چه خبر است ؟! (الهه)
از آدم هایی كه در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت می دهند ازكلماتی كه چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند از سردی چندش آور دستی كه دستت را می فشارد و نگاهی كه به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند دلت می گیرد از چشم امید داشتنت به این همه هیچ.... گاهی حتی از خودت هم دلت میگیرد... گاهی دلت بهانه هایی میگیرد که خودت انگشت به دهان میمانی گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت میکنی... گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات... گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ میشود... گاهی فقط دلت میخواهد زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای-گوشه ترین گوشه ای که میشناسی-
![]()

![]()

![]()

![]()
www.shadab74.mihanblog.com
وب دوستمونه حتما حتما حتما برید و سر بزنید و نظر بدید!!!
ممنون...![]()
همین پنکه سقفی
و طناب ِ کنفی کافیست ...
فقط تو چار پایه رو از زیر پایم بکش
نترس کار سختی نیست .
تو که هزاران بار مرا به زمین زدی ![]()
گاهے دلمـ دو كلمه حرف مهربانانه مےخواهد...!
نه به شكل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شكل ِ بے تو مے میرمـــ...!
ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگر ے ست !
![]()
![]()
![]()
یه کیک مسموم گنده رو و خودش تنها خورده بود که بقیه نخورن مریض بشن..
صبح زود..تهنای تهنا
مجری گفت چرا ننداختی دور
گفت:گفتم خوب گربه ها میخورن مریض میشن، مورچه ها میخورن مریض میشن - مورچه که
نمیشه بهش سرم وصل کرد
فامیل دور: من نمی تونم کار کنم دیسک کمر دارم
(شقایق)
![]()
در می آورم
....برای رفتن
همیشه وقت هست
وقتی هیچکس
هیچ جا منتظرم نیست
![]()
اما چه سود....؟
باغ هستی با خزان نیستی درگیر بود....
P.N: سال نو پیش پیش مبارک...
P.N: سیزده روز اول سال جدید رو نیستم...
P.N: شقایق هست...
P.N: دلم واستون تنگ میشه...میدونم....
P.N: هرکسی که میخواد بگه شمارمو بهش میدم....
P.N:فقط دخترا...
P.N: دوووووووووووووووستون دارم....یه دنیا....
(الهه)
![]()
تقصیر تو نیست دست تنهایی نمک ندارد... 
![]()
![]()
| Design By : Pichak |














